برادران دوقلوی استورم ریج: ملفاریون و ایلیدن دوتا از قوی ترین و تاثیرگذار ترین الف های شب در داستان وارکرفت! ایلیدن تشنه ی جادو بود، جسور و مغرور… اما ملفاریون دوستدار طبیعت بود، متواضع و در عین حال قدرترین دروید در داستان وارکرفت! هر دو برادر عاشق یک الف شب(تیرانده) شدند و در نهایت ملفاریون به او رسید. پس از آن، ایلیدن که برای شکست اهریمنان و نجات مردمش، از تبدیل شدن به یک اهریمن و به کار گیری جادوی سیاه ابایی نداشت، راه متفاوتی با برادرش را در پیش گرفت و به این جرم ده هزار سال زندانی کشید و در نهایت شمایلی اهریمنی پیدا کرد. تیرانده ملفاریون سمت راست و ایلیدن سمت چپ تصویر این عکس مربوط نبرد باستانیان و قبل از ...
آتش (Atiesh)، عصای جادویی نگهبانان تیریسفال و مدیو. اکنون شاگرد مدیو، کدگار (تصویر سمت راست، پایین) عصا را در دست دارد. پس از قتل مدیو، عصا را به دالاران آوردند و اعضأ کیرینتور آن را به دست گرفتند، اما یکی پس از دیگری جان دادند. بعد از این مرگومیر، تصمیم بر آن شد تا عصا را در پس حفاظ جادویی نفوذناپذیری قرار بدهند و نگهبانی گماشتند. به دنبال نابودی دالاران به دست آرکیماند، عصا نیز متلاشی شد که احتمالاً به دلیل سامانهی امنیتی حفاظ جادویی بود. «آتش» به چهلودو تکه شکست که در سرتاسر آزراث پراکنده شدند. بران برونزبیرد پایهی آتش را در اختیار داشت که آن را به سیتون (C’thun)، یکی از خدایان باستانی باخت. غضب چهلویک تکهی دیگر را به دست آورد. کلتوزاد چهل تکهی آتش را به ستوانان خود در نکسراماس سپرد و خود ساحر فروافتاده، سر عصا را ...
«نوردراسیل» که در زبان دارناسیایی به معنای «تاج آسمان» است، «درخت جهان» اصلی و در چشمهی جاودانگی جدید، برفراز کوه هیجال واقع شده بود. نوردراسیل به الفها جاودانگی میبخشید و به درویدها این امکان را میداد تا قدم به رؤیای زمردین بگذارند، تا آنکه با نبرد کوه هیجال، این تقدیسها و موهبتها از بین رفت. نوردراسیل ریشه در اعماق خاک داشت و به زمین نیرو میبخشید. درخت از دانه بلوط «درخت مادر»، گانیر (G’Hanir) زاده شد. الکستراتزا به آن قدرت و حیات بخشید؛ تقدس ایسرا بر نوردراسیل، درخت و درویدهای الف را به رؤیای زمردین پیوند داد و این امکان را فراهم ساخت تا آزادانه در قلمرو او گام بردارند. اما مهمترین تقدیس از آن نوزدورمو بود، چرا که مقدر ساخت تا زمانی که درخت پابرجا بود، الفهای شب جاودان بمانند. در بحبوبهی نبرد کوه هیجال، مالفوریون استورمریج در شاخ سناریوس دمید و ...
«نوردراسیل» که در زبان دارناسیایی به معنای «تاج آسمان» است، «درخت جهان» اصلی و در چشمهی جاودانگی جدید، برفراز کوه هیجال واقع شده بود. نوردراسیل به الفها جاودانگی میبخشید و به درویدها این امکان را میداد تا قدم به رؤیای زمردین بگذارند، تا آنکه با نبرد کوه هیجال، این تقدیسها و موهبتها از بین رفت. نوردراسیل ریشه در اعماق خاک داشت و به زمین نیرو میبخشید. درخت از دانه بلوط «درخت مادر»، گانیر (G’Hanir) زاده شد. الکستراتزا به آن قدرت و حیات بخشید؛ تقدس ایسرا بر نوردراسیل، درخت و درویدهای الف را به رؤیای زمردین پیوند داد و این امکان را فراهم ساخت تا آزادانه در قلمرو او گام بردارند. اما مهمترین تقدیس از آن نوزدورمو بود، چرا که مقدر ساخت تا زمانی که درخت پابرجا بود، الفهای شب جاودان بمانند. در بحبوبهی نبرد کوه هیجال، مالفوریون استورمریج در شاخ سناریوس دمید و ...
شاه وارین ورین پادشاه استروم ویند و رهبر اتحاد پس از نابودی سرزمینش در کودکی به پادشاهی لردران پناهنده شد و مدتی را در آنجا و در کنار شاهزاده آرتاس سپری کرد آن دو دوستانی صمیمی شدند. در بزرگسالی وی سرزمینش را دوباره آباد کرد و اتحاد را مجددا تشکیل داد در اثر افسون اژدهای سیاه همسرش را از دست داد و خودش دزدیده شد و مدتی به عنوان گلادیاتور برده اورک ها در اورگریمار بود. پس از بهبود و بازپس گیری سرزمینش و شکست اژدهای سیاه توسط گلدرین سیمای جنگل برگزیده وتبرک داده شد او به عنوان رهبر اتحاد بارها در جنگهای مختلف گاروش هل اسکریم را شکست داد. و سرانجام در حمله سوم لژیون سوزان به آزراث کشته شد. اندوین، پسر واریان در وسط تصویر…رهبر جدید الیانس! گولدان در سمت چپ تصویر ...
الکستارازا، بافنده زندگی، سیمای سابق زندگی و رهبر اژدهایان سرخ، و نگهبان تمام زندگی در دنیای ازراث است. او و دیگر سیمایان آینده توانستند گالاکروند پدر اژدهایان را شکست دهند و خطری جدی که دنیای آنها را تهدید میکرد را از بین ببرند. انوتار، یکی از تایتان های پانتئون به او قدرت بافندگی زندگی را داد. او یکی از پنج اژدهای کبیر منتخب تایتان هاست که بخشی از قدرت عظیم پانتئون به آنها داده شد تا علاوه بر رهبری دسته ی اژدهایشان، از ساکنین ازراث نیز محافظت کنند. تایتان ها به خاطر عقل، همت و دلسوزی بی اندازه او برای دیگر موجودات او را ملکه تمامی اژدهایان میخواندند. در نبرد باستانیاین او به همراه دیگر سیمایان در مقابل لژیون قرار گرفت. بعد از اینکه ایلیدن سه بطری از چشمه جاودانگی را در دریاچه مونت هایجال خالی کرد، او و دیگر سیمایان تصمیم گرفتند تا از چشمه ی جدید برای بهبود آسیب های جنگی استفاده کنند. بعد ...
جسد الکساندروس همراه با اشبرینگر به ناکسراماس نزد کل توزاد برده شد. در آن محل، کل توزاد الکساندروس را به عنوان یک دث نایت به زندگی برگردانده و روح او و سپس اشبرینگر را فاسد نموده و اشبرینگر فاسد شده را به الکساندروس برگرداند و از او به عنوان رهبر چهار سوارکار(The Four Horsemen) در ناکسراماس استفاده کرد؛ سه سوارکار دیگر بانو بلامیو (Lady Blaumeux)، تین کورتاث (Thane Korth'azz) و سیر زلیک (Sir Zeliek) بودند که تمامی آنان زمانی پالادین های سیلورهند بوده و اکنون به عنوان مخوف ترین و قدرتمندترین سربازان اسکورج تحت فرمان کل توزاد بعد از مرگ به زندگی برگشته بودند. امّا فیربنک تنها فرد نجات یافته از قتلگاه نبود داریون موگرین نیز به نوعی نجات یافته بود بعد از شنیدن اینکه چه بلایی بر سر پدرش آمده است به آرجنت داون پیوست و گروهی پنج ...
به الف های شبی که امیدشان را باخته اند، دگر باره قدرت رؤیا دیدن ارزانی می دارم. قدرت رؤیا دیدن، خیال بافتن، چه که نهایت امید بازسازی، امید بهبود و رشد در آن است…. و به آنانی که مسیر یگانه ی مختص من- و همنوعانم- را پیش بگیرند، به او و دیگر درویدها راهی برای ورود به رؤیای زمردین اعطا می کنم که در آن، حتی در ژرف ترین خوابشان هم می توانند دنیا را بپیمایند، از آن بیاموزند و از قدرتش بهره ببرند… تا بدین سان کالیمدور را به صحت و سلامت در اعصار آتی به پیش برانند.» تبرک ایسرا بر نوردراسیل در پایان نبرد باستان و انشقاق عظیم آزراث ایسرا، سیمای سابق اژدهایان سبز، وظیفه ی محافظت از رویای زمردین را داشت، و همچنین ازراث را داشت. او دایه ی نیمه خدا، سناریوس نیز بود. تا قبل از وقایع کاتاکلیسم، ایسرا در رویای زمردین مانده بود تا ...
مالیگوس، رهبر دسته اژدهایان آبی و یکی از باستانی ترین موجودات ساکن آزراث بود. نورگانون، تایتان ساحر، بخشی از قدرت عظیمش را به مالیگوس اعطا کرد، از آن پس، مالیگوس به عنوان سیمای جادو شناخته شد، نگهبان جادوی آرکین و تمام اسرارش. در طی نبرد باستانیان، نلثاریون از اهریمن روان علیه دسته اژدهایان آبی استفاده کرد، همه ی آنها را به قتل رساند و مالیگوس را به شدت زخمی کرد. اثرات ناشی از اهریمن روان آنقدر شدید بود که مالیگوس را ناقص العقل کرد. او اژدهایی با بال های کوچک بود، بدنش از سنگ لاجورد خالص پوشیده شده بود، بدنش با رنگ آبی که ناگهان به نقره ای تغییر میافت میدرخشید. اژدهایان دوزخی که توسط همسر سابق کالکگوس از درانور به نکسوس اورده شده بودند شروع به جذب جادوهای نکسوس و حمله به اژدهایان آبی کردند، در این میان مالیگوس بیدار شد و همراه با جنونش ...
گاروش شخصیتی در دنیای وارکرفت که بخاطر جنگ افروزی هایش مورد نفرت همگان قرار دارد اما علت این جنگ افروزی ها چه بود آیا او حقیقتا یک دیوانه ی شرور بود؟ بعد از جنگ سوم و کشف اورک های مگ هار توسط هورد تازه تاسیس شده به دست ترال، گاروش به عنوان اولین مگ هار برای بازدید از اورگیمار شهر جدید اورک ها پا به سرزمین اورک ها در آزراث گذاشت. بسیاری از دیدن او به عنوان میراث گرام هل اسکریم بزرگ خوشحال شدند و به او گفتند که باور دارند او مایه افتخار نژادش خواهد شد اما نه همگی… اورکی زن به نام کرنا از اصل و نسب گاروش خوشش نمیامد، او همچنین برای گاروش از واقعیت های تلخ موجود گفت. زندگی در سرزمین دوراتار که ترال آن را انتخاب کرده بود، بسیار سخت بود. دوراتار در واقع یک بیابان بود، کشاورزی در آن ...