زمانی که فریا یکی از دیدبانان تایتانی در حال گشت و گذار در ازراث بود، توله پلنگی را پیدا کرد تحت حمله ی گله ای از گرگ ها بود. مادر او در حال حاضر کشته شده بود و درندگان بزرگ تر این موجود کوچک را زخمی می کردند. اما فریا می دید که توله پلنگ تسلیم نمی شود و با پنجه های تیزش به مهاجمانش حمله میکرد. طولی نکشید که گرگ ها دور شدند و از آسیب بیشتر رساندن به توله پلنگ امتناع کردند. فریا تلاش کرد تا توله پلنگ را بگیرد اما در جواب پنجه ی تیز موجود کوچک را چشید اما او عصبانی نشد، در عوض او از تسلیم نشدنش بسیار خوشحال شد. فریا زخم های او را درمان کرد و نام او را آشامن(Ashamane) گذاشت. در طی سال ها آشامن تبدیل به پلنگی بسیار بزرگ شد که هیچ گرگی جرات شکار او را ...
داریون بعد ها با لباس مبدل و تحت عنوان سفیر ایبون بلید در کمپ آرجنت ونگادر (Argent Vanguard) جنوب شرقی آیس کرون (Icecrown) به کمک آرجنت کروسید آمد. آرجنت کروسید که در اولین قدم خود سعی داشت تا در سرزمین آیس کرون نفوذ کند در مقابل اولین سد اسکورج یعنی پایگاهی به نام اسکورجهلم (Scourgeholme) قرار گرفت که در اولین حمله ی خود به این پایگاه شکست سنگینی را نیز متحمل شده و بسیاری از سربازانش اسیر نیروهای اسکورج گشتند، لیچ کینگ اسیرانی را که در این نبرد به دست آورده بود به عنوان سپر انسانی در مقابل تیریون قرار داد و به این ترتیب موفق شد تا مانع از استفاده ی او از توپخانه ی خود در نبرد های بعدی شود و به این ترتیب به آسانی به کمپ آرجنت ونگادر حمله میکرد. داریون بر سر این مسئله با تیریون به جدل میپردازد و ...
داریون بعد ها با لباس مبدل و تحت عنوان سفیر ایبون بلید در کمپ آرجنت ونگادر (Argent Vanguard) جنوب شرقی آیس کرون (Icecrown) به کمک آرجنت کروسید آمد. آرجنت کروسید که در اولین قدم خود سعی داشت تا در سرزمین آیس کرون نفوذ کند در مقابل اولین سد اسکورج یعنی پایگاهی به نام اسکورجهلم (Scourgeholme) قرار گرفت که در اولین حمله ی خود به این پایگاه شکست سنگینی را نیز متحمل شده و بسیاری از سربازانش اسیر نیروهای اسکورج گشتند، لیچ کینگ اسیرانی را که در این نبرد به دست آورده بود به عنوان سپر انسانی در مقابل تیریون قرار داد و به این ترتیب موفق شد تا مانع از استفاده ی او از توپخانه ی خود در نبرد های بعدی شود و به این ترتیب به آسانی به کمپ آرجنت ونگادر حمله میکرد. داریون بر سر این مسئله با تیریون به جدل میپردازد و ...
"زندگی منظر من است، و مانند تمام مادر ها، از درد و زیبایی های آن با خبرم. در چند سال اخیر، شاهد بزرگ شدن فرزندانم به عنوان ابزار جنگی و سلاخی شدنشان بودم که به خاطر ضعیف بودن، یا بیش از حد قوی بودن کشته میشدند. من زندگی کردم، آن هم به گونه ای که شاهد کشته شدن خیلی ها بودم، در حالی که از کمک به آنها ناتوان بودم." – ملکه الکسترازا، سیمای حیات الکسترازا، بافنده زندگی، سیمای سابق زندگی و رهبر اژدهایان سرخ، و نگهبان تمام زندگی در دنیای ازراث است. او و دیگر سیمایان آینده توانستند گالاکروند پدر اژدهایان را شکست دهند و خطری جدی که دنیای آنها را تهدید میکرد را از بین ببرند. ائونار، یکی از تایتان های پانتئون به او قدرت بافندگی زندگی را داد. او یکی از پنج اژدهای کبیر منتخب تایتان هاست که بخشی از قدرت عظیم ...
رویای زمردین(Emerald Dream) قلمرو اثیری ارواح و طبیعت رام نشده است که در کنار جهان ازراث قرار دارد. موجودات افسانه ای شناخته شده به عنوان نگهبانان تایتانی رویای زمردین را به عنوان یک نقشه برای مسیر تکاملی جانوران و گیاهان ازراث بوجود آوردند. از آنجا که انرژی زندگی، به دنیای فیزیکی پیوند خورده است، انرژی غیر مادی( روحی و فکری) رویای زمردین را با خود آغشته کرده است. هر چند رویای زمردین به جهان فیزیکی گره خورده، با این حال جاییست که ذهن های فانی چیز هایی عجیب اما واقعی پیدا می کنند. اما افرادی با استفاده از جادوی دروییدی، می توانند وارد رویا شوند و آگاهانه حرکت در رویای زمردین را کنترل کنند. افکار آنها می تواند بخش هایی از این قلمرو سر سبز را تحت تاثیر قرار دهد، اما این تغییرات هیچ وقت برای همیشه باقی نمی ماند. در دنیای رویا ها زمان و ...
بعد از مهاجرت اورک ها به قاره کالیمدور و یکپارچه شدن هورد، ترال به دلیل عدم توانایی در کنترل گرام هل اسکریم او و قبیله وارسانگ را به یک ماموریت فرعی فرستاد : ساختن محلی برای فرماندهی هورد و خانه جدید اورک ها. گرام همراه با قبیله اش به جنگل اشنویل در شمال کالیمدور رفتند تا از منابع آنجا برای ساخت مقر هورد استفاده کنند. اما اندکی نگذشت که فهمیدند که آنجا تنها نیستند. آنها هنگام بریدن درخت ها و نابودی جنگل توسط نایت الف ها غافلگیر شده و نبرد نابرابری را آغاز کردند… هل اسکریم، سرخورده و خشمگین از تصمیم ترال با وجود تعداد کمتر و شرایط نامطلوب برای نبرد، تمام نیرو های مهاجم را عقب راند و درخت های باستانی نایت الف ها را در کنار درختان اشنویل تبدیل به الوار برای هورد کرد. نگهبانان نایت الف را به قتل رساند و به ...
،قبل از جنگ علیه لیچ کینگ، آرجنت داون فرقه ای طرفدار عدالت بود که روی محافظت از آزراث علیه هر کسی که در تلاش نابودیش بود، تمرکز کرده بود؛ مانند لژیون سوزان و اسکورج. اردوگاه های آرجنت داون را میتوان در سرزمین های طاعون زده شرقی و غربی یافت. همینطور در Tirisfal Glades. بعد از نبرد برای کلیسای روشنایی (Lights Hope Chapel) تیریون فوردرینگ با ادغام کردن فرقه آرجنت داون و سیلور هند، فرقه آرجنت کروسید را به وجود آورد. . لیچ کینگ باید به خاطر کارهایی که کرده جواب پس دهد و نباید به او اجازه داد تا بیش از این در دنیای ما خرابی به بار آورد. برادران و خواهران من، امروز من به شما قولی میدهم. لیچ کینگ شکست خواهد خورد، میخواهم اتحادی را به وجود آورم. آرجنت داون و فرقه ی سیلور هند یکی خواهند شد. ما، جایی که بسیاری شکست خوردند، ...
ویندیکیتور( پالادین های درنای) ماراد یک درانای پالادین بود. او در جنگ های بیشماری برای نجات مردمش علیه دشمنان اهریمنیشان جنگید. زمانی که درانای ها در درانور توسط اورک ها مورد حمله قرار گرفتند، عطش او برای انتقام باعث ناکام ماندن وی در محافظت از مردمش شد و به همین دلیل از آن روز تا به حال دچار عذاب وجدان شده بود. بعد از آنکه درانای ها به بدبختی از تلاش اورک ها برای نابود کردن نسل آنها نجات پیدا کردند، ماراد آنها را در سفرشان به آزراث همراهی کرد. سپس ماراد تبدیل به یک جنگجوی مزدور شد. خواهرش، مادر گارونا نیمه اورک بود و ماراد به دنبال خواهر زاده اش میگشت. بعد از پیروزی در نورثرند، ماراد شروع به آموزش دیگر نژاد های الیانس در روش های استفاده از نور (Light) کرد. گذشته ی پر فراز و نشیب او باعث شده بود که حتی مدیتیشن نیز ...
علت بحث راجب ناگا ها بخاطر پست قبل که مریوط به ایلیدن بود و ناگا ها از حامیان ایلیدن بودند. ناگاها زمانی از الفهای شب بودند. در پایان نبرد باستانیان نیروهای لژیون و ملکه آشارا شکست خورده و منطقه ی زین آشاری و ساکنینش شامل ملکه آشارا و درباریانش ملقب به پاکزادان که به نیروهای لژیون پیوسته بودند، غرق شدند… اما این پایان کار آنان نبود. عده ای از پاکزادان بعد از خاویوس به ساتیر تبدیل شدند. بخشی از پاکزادان در مخالفت با فعالیت های اخیر ملکه و خاویوس به دیگر الف های شب پیوستند که با پایان گرفتن نبرد باستانیان از میان الف های شب رانده شده و به دنبال منبع انرژی جادویی جذب #چشمه_خورشید شدند و نهایتا تبدیل به الف های برین و سفیدپوست (نژاد پرنس کیل تاس و تکاور سیلواناس ویندرانر و …) شدند که بازماندگانشان نیز به الفهای ...
ایلیدن معتقد بود برای شکست دادن لژیون سوزان، باید به شیوه ی خودشان با آنها مقابله کرد. به همین دلیل به دروغ و در ظاهر در نبرد باستانیان وارکرفت به لژیون ملحق شد و با فریب دادن سارگراس، پی به عظمت ارتش اهریمنی او برد. از سوی دیگر ایلیدن ناگزیر بود سایر الف های شب، به خصوص برادرش ملفاریون را مجاب کند که برای شکست دادن پلیدی، خود یک اهریمن نشده. بلکه پلیدی را ابزاری برای شکست دادن اهریمنان می پندارد و به کار میگیرد، بدون آنکه ذات الفی اش دستخوش تغییری شود. دوراهی جلب رضایت لژیون و نایت الف ها که همواره بر سر راه ایلیدن بوده، بارها به ضرر او تمام شد. ایلیدن برای اثبات وفاداری به لژیون، به دستور کیل جیدن وادار شد لیچ کینگ را نابود کند و ناگزیر با آرتاس روبرو و زخمی شد. پس از آن واقعه، مایو شدوسانگ که از ...